سجده دیدار

یا حق
وقتی روی از گناه میشویم
وقتی دست از عصیان پاک می کنم
وفتی سرم رو از افکار پلید خالی می کنم
وقتی آلودگی راه پلشتی رو از پاهام می شویم
میام روبروت می ایستم
از همون تکبیر اول دلم برای سجده تنگ میشه
می دونی چرا؟
آره میدونم که میدونی اما بذار بازم بگم
آخه به چه رویی بایستم وقتی هیچی نیاوردم
آخه خجالت میکشم رو تو روی زیبای تو بندازم
خدا جون
کاش همه نمازت سجده بود
خدا جون یه آرزو دارم برای وقت مرگم
خدایا خیلی دوست دارم امانتی خودت رو تو سجده از لاشه ی متعفنم جدا کنی
***
یادم میاد از کوچیکی سجده رو خیلی دوست داشتم
همون زمونی رو میگم که هرجی مامان میگفت بگو لم یلد بازم میگفتم یم یلد
از همون زمون عاشق عظمت تو بودم
و بزرگی تو رو تو سجده جستجو می کردم
خدایا همون وقتی رو می گم که بیشترین دارایی من ده تا انگشتم بود و
هروقت کسی می پرسید مامان و بابا رو چند تا دوست داری و من کل داراییم رو که ده تا انگشت دستم بود رو نشون میدادم
از همون وقت عاشقت بودم
به جرات می گم اون وقت بی ریا بودم
می دونی چرا؟
چون تمام داراییم رو برای تو به زمین مینداختم که بهت بگم عاشقتم
شاید بخاطر همین هست که من سجده رو خیلی دوست دارم.
خدایا به بزرگیت قسمت می دم که منو تو سجده از این قفس رها کن.
به امید غروبی که به طلوع در کویت بیانجامد



